بزغاله

By mojgan110

car_2007_13novb.jpg

5 پاسخ به “بزغاله”

  1. بابک می گوید:

    سلام
    من آخر از همه بايد متوجه بشم که کيا وبلاگ دارن کيا سايت دارن و ….
    بهر جال اگر هم ديره ولي مبارکه .
    در مورد اين بزغاله مطلبي رو جايي ديديدم که بدون کپي رايت ميذارم اينجا :

    یک داستانی هست که من افراد آن را دقیقا بخاطر ندارم ولی موضوعش مربوط می‌شود به قضایای «بزغاله». خلاصه اگر کسی از دوستان آدم‌های داستان را کامل می‌داند بفرماید.

    داستان از این قرار است که روزی شیخ ابوسعید ابوالخیر (که کتاب اسرارالتوحید درباره او نوشته شده) با -اگر اشتباه نکنم- ابوریحان بیرونی (یا نمی‌دانم بوعلی سینا) شروع به صحبت می‌کنند و جلسه بحث و بررسی به درازا می‌کشد. اولین کسی که از جلسه خارج می‌شود طرف مباحثه شیخ بوده که از او می‌پرسند «شیخ را چگونه یافتی؟» و او هم سینه جلو می‌دهد و گلو صاف می‌کند و می‌گوید «شیخ آدم بزرگ و محترمی است، دیدگاه‌های‌مان هم بسیار شبیه هم هستند فقط او در برابر ما (خودش را می‌گفت) از نظر علمی مثل پشه‌ای است در برابر سیمرغ». خلق‌الله خبر این اظهار نظر را می‌برند پهلوی شیخ ابوسعید ابوالخیر که فلانی چنین افاضاتی از خود «در وِِکرده» است. شیخ هم با نهایت آرامش پاسخ می‌دهد که «بروید به وی بگوئید که آن «پشه» هم خودش است و ما اصلا هیچ‌ هستیم».

    من هم در اینجا به شیخ ابوسعید ابوالخیر تاسی می‌کنم و خدمت آن عزیزی که کله‌پاچه‌ای و قصاب محله‌شان تقلب می‌کنند و چیز دیگری در کاسه صبحانه‌ ایشان به‌خورد مبارک‌شان می‌دهند عرض می‌کنم که «آن «بزغاله» هم خودش است و ما اصلا هیچ هستیم». تمت.

  2. mojgan110 می گوید:

    خیلی جالب بود

    دستون درد نکنه

  3. بیتا می گوید:

    سلام مژگان. تو چقدر کم حرف شدی؟ نکنه داری واسه ارشد می خونی؟ :-D
    هر کجا که هستی شاد باشی، موفق و از دست هر چی بزغاله زبون نفهمه خلاص!!

  4. سلمان می گوید:

    سلام
    جالب بود..

    شاد باشيد

  5. رهی می گوید:

    ده نکن همچین شما
    شوخی شوخی؟….
    چی بگم؟
    شما فکر کن
    با نیک آهنگ هم شوخی؟

پاسخ دهید