زير گذر سقاخونه

طاقت نياوردم . پنچ شنبه شب راه افتادم اومدم خونه و شنبه شب برگشتم  تازه خوب شد كه اومدم ! آخه جمعه عصر هم با دو سه نفر ديگه ، رفتيم تالار وحدت .
نمايشش خشنگ بود . اسمش هم گذر سقاخونه بود !. ماله اون قديما بود كه لات و لوتها از مردم اخاذي ميكردند و مراسم تاسوعا عاشورا شركت ميكردند و اينا . بعدش مثل هميشه ، يه لات بود كه آدم خوبي بود و يه لات هم بود كه آدم بدي بود . يه آرايشگاه هم بود كه اسمش آرايشگاه چارلي بود ! يه دختره اي هم بود كه دختر حاج آقا بود و اون دوتا لاتها هم از اين دختره خوششون ميامده به اندازه اعداد Long64 ، ولي دختره از اون لاته كه آدم خوبه بود خوشش ميومد و همون لات خوبه ، قهرمان كشتي و اينا هم شده بود و عكسش كه با لباس كشتي بود را زده بود دم در مغازه اش و دختر حاج آقا هم هي ميرفت عكسه را تماشا ميكرد ! و يه نامه عاشقانه هم براش نوشت و اينا  .

كلي هم زحمت كشيده بودند واسه دكوراسيون صحنه و نور پردازي و گروه رقصشون ! آهان ببخشيد همون حركات موزون ! كه با شمشير و زنجير سينه زني و اينا اجرا كردند و خشنگ بود به مقدار فراوان و رديفهاي جلويي_ گروه ، پسر بودند و دخترها هم رديفهاي عقبي گروه بودند .
تازه دو تا فاحشه !! هم بود كه اومدند اون لات بده را گول بزنند ولي گول نخورد ! لات بده همون پسره بود كه توي يه فيلم مخسره بود كه توي تلويزيون نشون ميداد ها به اسم جزيره ايكس ، بعد اون اونجا رييس گروه خلافكارا بود ها ، اين همون بود ولي خيلي قشنگ بازي كرد .

بقيش هم تعريف نميكنم ! خو بريد تماشا كنيد ! .

ايناهاش : http://theatre.cinema-theatre.com/?theatre=693

——————————————————
يه جمله خشنگ هم توي امضاي آقاي بهروز راد خوندم كه ميذارمش اينجا شما هم بخونين :

گفتمش: دل مي‏خري؟
پرسيد چند؟
گفتمش: دل مال تو ، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود .
تا به خود باز آمدم او رفته بود . دل ز دستش روي خاک افتاده بود؛ جاي پايش روي دل جا مانده بود .

10 پاسخ to “زير گذر سقاخونه”

  1. Merulaalba Says:

    میفهمم!
    حالا دیگه خوب میفهمم!

  2. Merulaalba Says:

    البت منظورم نوشته امضای اون آقا بود!

  3. Red-hat Says:

    خو حالا بعدش چي شد؟!!! :دي
    :اسلو:

  4. امید Says:

    امیدوارم سازنده باشه….. لوس شدی، در حد بالا آوردن!

  5. سفید بن کافی معروف به مظفردین شاه بخاتیاری ارجساتنی Says:

    ای بمریب تو چه حوصله ای داری به خدا ! پیشته … من تا به عمر دارم فقط یکبار رفتم اونم برای اینکه ختر همسایمون توش بازی میکرد !

  6. امیررضا Says:

    این تیکه آخریه که توش شعر بود بسسسسسسسسیار به ما مزه داد و باعث شیرین شدن روح ما شد. باشد که باز هم باشد!!!!

  7. saeed Says:

    سلام
    شعره قشنگ بود کش رفتم با اجازت ! :دی

  8. بابای فرانچی Says:

    منم کش رفتم شعر رو ! با اجازه !!

  9. Soroosh_Lovely Says:

    ممنون بابت شعری که نقل قول کرده بودین😉

  10. h.bathaie Says:

    این smiley ها رو از کجا میاری ؟
    لینکشو به من بدی دعات میکنم بخدا ….!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: